عنوان ندارد
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 22:17
داشتم حساب میکردم چند روز دیگه مونده تا جمعه چقدر دلم تنگ شده بود برای خونه بودن با مامان، دو نفره، افطاری و ... یه کلیپ دیدم امروز از خانم تازه مسلمان شده آمریکایی.. خانم سهیلا آرین. خیلی سخته خیلی سخت.. وقتی به اینجور آدما نگاه میکنم میگم من کجا اینا کجا. دغدغه من چیه؟ روز و شب کردن. گذروندن بدون ...
از باد کولر متنفرم!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 4:16
بدنم انقدر گرمه که کوچکترین تماسم با افراد دیگه به این دیالوگ ختم میشه که تو چرا انقدر داغی؟و من نمیدونم چرا؟ گرممه اما اصلا تحمل باد کولر و پنکه رو ندارم. تقریبا میشه گفت تحمل شرایط برزخ مانند. تنها شانسی که آوردمم اینه که توی محل کار دم در میشینمم
داداش بزرگه هم رفت
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 23:17
دیشب مراسم بله برون داداش بزرگه بود حالا همه متفق القول مگین که مزاسم بعدی حتما مراسم منه!! منم تو ذهنم کل فامیل رو اسکن کردم دیدم واقعا کسی نمونده همه رفتن. حالا هر جا میرم باید به این سوال جواب بدم که کی ازدواج میکنم و به نظرم این احمقانه ترین س
من هستم
-
تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 7:21
الان ساعت ۰۰ روز شنبه است. فردا بابا میره ماموریت و بعدش میره دیدن برادرش در بلاد خارجه و ان شالله چهارشنبه برمیگرده و این یعنی روز پدر نیست... :))) مادر هم به علت ریزش سقف خونه مادربزرگ در خونه ایشون به سر میبرن و نیستن. برادر کوچیکه هم دیروز تولدش بود ، تولد ۲۲ سالگی اما تولدی به عت نبود مادر و ب...
خاطرات خوب
-
تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 17:48
حرفها و دیدارهای عیدو تو ذهنم مرور میکنم، بعضی حرفها و تصویرها نباید از ذهنت پاک بشه به خاطر خوبی و اثرگذاریشون.دیروز عمه و شوهر عمه دختر عمه و شوهرش از مهمانهامون بودن. یه جا بحث کمک کردن و اینا شد و شوهر عمه شروع کرد به تعریف خاطره ای در مورد شریک شدن آقایی با حضرت ابوالفضل (ع) و کمکی که بابت عهدی
۱۳ به در و اضافات سخن
-
تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 17:48
امروز سیزده به در است و ما در خانه ایم. مامان هم آش درست کرده برامون و سکنجبین. حیف صد حیف که من از خوردن کاهو منع شدم ولی فکر نمیکنم دو سه تا برگشو خوردن مشکلی ایجاد کنه . نم نم بارونم داره میاد و طبیعت زیباییهاشو داره به رخ میکشه.از فردا هم زندگی به روال عادی بر میگرده و اما روز پدر و ت
هفته اول ۹۶
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 11:53
یک هفته از سال ۹۶ گذشت.. این سالم چشم بر هم زدنی تموم خواهد شد. و معلوم نیست این گردش گردون چه چیزی برامون در نظر گرفته.خوب الان تازه از مسافرت برگشتیم.. روز سی اسفند رفتیم خونه عمه ها و مادربزرگ پدری و روز اول هم رفتیم خونه مادربزرگ مادری.. کلی قوم و خویش دیدم از دور و نزدیک خیلی خوب بودر
آخرین شب سال ۹۵
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 20:56
دیشب با مامان رفتیم فلکه صادقیه.. خیلی شلوغ بود از دست دستفروشا خیابان اصلی رو بسته بودن خیلی خوب بود من و مامان کلی خرید کردیم البته ریز و خورده.. امروزم دوتایی افتادیم به جوون خونه و خدا رو شکر خونه تکونی تموم شد.فردا شب سال نو شده. امیدوارم طعم خوش زندگی رو تو سال ۹۶ بچشیم. باید یکی دو تا هدف کوچ...
چرا؟؟
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
این قضیه زندگی و فکر کردن دست از سر من برنداشته. از فکر کردن به زندگی که به جایی نرسیدم الان بیشتر به اخلاق و رفتارای خودم فکر میکنم.یه مورد جالب در مورد خودم کشف کردم. امکان نداره، یعنی امکان نداشته من یکی رو دوست داشته باشم و اونم حس متقابلی به من داشته باشه.. و امکان نداشته، کسی من رو دوست داشته
نقطه سر خط
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
فکر کنم این اولین بار باشه که توی ساعات اداری دارم پست میزارم! اونم با اینترنت مفت شرکت.. اوه اوه حق الناس! خوب اگه دو سال پیش بود برام مهم بود اما الان نه.دیگه کم کم میخوام دستامو به حالت تسلیم ببرم بالا. حالم نمیخواد خوب بشه دیگه مگه زوره؟؟؟ از این رفت و برگشتای عین یو یو خستم.خیلی خسته
غار نورد خسته
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
دیروز از طرف شرکت رفتیم تور.. غار چال نخجیر.. خوب بود جای دوستان خالی. غار جای عجیبیه. وقتی روی زمین راه میری فکر نمیکنی همچین چیزی درست زیر پاته و چقدر با اطمینان قدم برمیداری!!بدنم کوفتس.. نزدیک دو کیلومتر توی غار راه رفتیم اونم با پستی و بلندی های فراوان.. رمق نداشتمو گرفته.
تنبیه
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
ذهن خالی.. مغز خاموش .. لبخند بی روح معلم کلاس دومم مشکل کلیه داشت و جاشو داد به یه معلم جایگزین.. معلم جایگزین که الان نه اسمش یادمه نه تصویرش خیلی مهربون بود و من زمان اون نمره های بهتری میگرفتم .خاطره ای که الان بعد از دیدن عکس تنبیه دانش آموز کرمانی توسط معلمش یادم افتاد مربوط میشه به وقتی
بی حوصله
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
میگه یه چیزی بپرسم ازت؟ میگم بپرس.میگه تو که نه شوهر داری نه بچه داری نه مشکلی نه قسطی، پس چرا هر چی بهت میگم میگی حوصله ندارم!من الان ارتباط حوصله و موارد اعلامی رو متوجه نمیشم.دلم میخواست بهش بگم، حوصله ندارم یعنی حوصله ندارم. به این دلیل که متنفرم ازتون. من از خودم از شماها و دوباره از خودم خستم....
آدم مهربون
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
بعضی محبتا الکین.. بیخود و مصنوعی. یعنی طرف خودشم میکشه ها اما محبتش خالص نیست نمیچسبه به دل آدم.. اما بعضی ها هستند که کاری هم نمیکنن ها اما همون یه لبخندشون میشه کلی قوت قلب برات.. کلی انرژی هست تو نگاهشون. ای خدا قسمت کن برای همه و برای من.خواهش میکنمالتماس
شجاع!
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
دلمو زدم به دریا.. هر چی تو دلم بود به سرپرست واحد گفتم.. نوشتم البته در تلگرام! باید اشکامو میدیدید که گوله گوله می اومدن.. انگار آب سد لبریز شده بودمیدونم که بعدا پشیمون میشم ولی حداقل دلم نمی سوزه میگم گفتم و چیزی نشد.
:-))
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
معمولا وقتی یه مدت نمی نویسم یه بلایی سرم اومده اوایل اسفند بود فهمیدم یه کیست بزرگ جامد هشت سانتی که بهتر بگم غده توی شکمم دارم.بعد از تستای سرطان و ... که دادم و احوال نابسامانی که داشتم اطبا دستور جراحی دادند.. ولی بنده تا این لحظه مقاومت کردم و تصمیم به دارودرمانی گرفتم و لازم به گفتن نیست که هر...
داره تموم میشه!
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
توی این روزای آخر سال فقط میتونم بگم خدا رو شکر که امسال داره تموم میشه
۲۵ اسفند
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 1:43
۲۸ سال پیش شبی مثل امشب؛ آخرین شبی بوده که من در تاریکی رحم مادرم بودم. روز بعد یعنی ۲۵ اسفند به چه امیدی پا با این دنیا گذاشتم؟ جواب این سوال رو نمیدونم. چقدر زود گذشت این سال ها. وقتی به جاده پشت سر نگاه میکنم احساس خوبی به خودم ندارم. آینده پر ابهام پیش رو هم باعث میشه شب سالگرد تولدم طعم تل...