خرید بک لینک

حرفها و دیدارهای عیدو تو ذهنم مرور میکنم، بعضی حرفها و تصویرها نباید از ذهنت پاک بشه به خاطر خوبی و اثرگذاریشون.

دیروز عمه و شوهر عمه دختر عمه و شوهرش از مهمانهامون بودن. یه جا بحث کمک کردن و اینا شد و شوهر عمه شروع کرد به تعریف خاطره ای در مورد شریک شدن آقایی با حضرت ابوالفضل (ع) و کمکی که بابت عهدی که بسته بود هر سال به حرم ایشون میکرد.. بعد مادرم گفتن آخه این کمکا به دست نیازمندای واقعی میرسه یا اینکه .. که شوهر عمه یه جواب خیلی خوب داد. گفت شما طرف حسابت خداست. وقتی کاری برای ائمه انجام میشه اگه کسی بخواد بی انصافی کنه سخت چوبشو میخوره و این وسوسه ها که به دست نیازمندای واقعی میرسه یا نه القائات شیطانه. شما کمکتو بکن و اجرتو هم از خدا بگیر و همه چی رو هم بسپار دست اون بالایی. 

عمه هم آخر مهمونی و حتی امروز که ما رفتیم دیدن اونا خیلی منو محکم بغل کرد و امروزم دوباره بهم گفت که خیلی منو دوست داره. 

یه سری چیزای دیگه هم بود که باید با جزییات بنویسم ولی الان باید برم قرصامو بخورم. 

امیدوارم یادم نره فقط


برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 17:48

صفحه بندی