منتظریم تو ماشین، مامان رفته نون بخره و بقیه پول نانوایی رو بده، بیشتر نیتش همین دومیست.
داداش کوچیکه الان ماشین خواست ندادم بهش، یادمه یه زمانی تو همین وبلاگ وقتی پدر و برادر داشتن سر ماشین دعوا میکردن نوشتم اگه من ماشین داشتم میدادم بهش...
خدا نشسته ببینه چی میگیم بزاره تو کاسمون پس خیلی باید مراقب حرف ها و قضاوتامون باشیم.
دلم میخواد یه کارایی بکنم مثلا یه چیزایی رو بندازم از مغزم بیرون یعنی میتونم؟
برچسب:
نویسنده: نگار قاسمیپور